X
تبلیغات
دبیر علوم اجتماعی کازرون - نگاهی به اندیشه های چارلز هورتون کولی
چارلز هورتون کولی به‌سال 1864 در امریکا متولد شد و در سال 1929 دیده از جهان فروبست

چارلز بسیار کمرو و گوشه‌نشین بود و بدنی نیمه معلول داشت و از لکنت رنج می‌برد، هم‌بازی‌های اندکی داشت و بیشتر به خیال‌پروری و مطالعه در تنهایی گرایش داشت. او در رشته مهندسی در میشیگان مشغول شد و علی‌رغم بی‌علاقگی به آن رشته، بعد از 7 سال فارغ‌التحصیل شد. او در حین گذراندن دوره مهندسی در رشته‌های تاریخ و فلسفه و اقتصاد نیز کلاس‌هایی را گذرانده بود. کولی طی این دوره و پس از آن، پیوسته مطالعه می‌کرد. نه آموزش رسمی، بلکه همین مطالعات مستقل بودند که سرانجام، کار مورد علاقه‌اش را تعیین کردند

اندیشه‌های هورتون کولی

 

 
     وی در سال 1909 کتابی در حوزه ارتباطات تألیف کرد که با عنوان "سازمان اجتماعی" منتشر شد و در آن راجع به حوزه جدید تحقیقات ارتباطی چنین گفت: «ارتباطات ساز و کاری است که از طریق آن، ارتباطات انسانی پدید آمده و توسعه پیدا می‌کند؛ که شامل تمامی نمادهای ذهنی به‌همراه معانی‌شان شده و از طریق فضا منتقل و در زمان حفظ می‌شود. اگر با چشم‌انداز دقیق‌تری زندگی یک گروه اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم، در می‌یابیم که ارتباطات، حاصل سازمان یافتن عناصری چون ادبیات، هنر و مجموعه نهادهایی است، که واقعیّت خارجی داشته و با ساختار فکری قابل مشاهده هستند؛ تا حدّی که بر زندگی واقعی انسان تأثیر می‌گذارند. نظام ارتباطی نوعی ابزار است؛ یک اختراع توسعه یافته که پیشرفت‌های آن در مقابل بشر واکنش نشان داده و زندگی هر شخص یا نهادی را تغییر می‌دهد ... به‌ویژه زمانی که ما به عصر جدید گام نهادیم. به دیگر سخن، هیچ امری را به‌درستی درنمی‌یابیم مگر آن‌که روشی که انقلاب ارتباطات برای ما در دنیای جدید ساخته بود را دریابیم.» کولی دو نظریه اساسی دارد که اولی در جامعه‌شناسی و دومی در ارتباطات کاربرد دارند: خود آیینه‌سان و گروه نخستین.
 
خود آیینه‌سان (looking glass self)؛ کولی بر پایه آثار ویلیام جیمز، با این سنّت دکارت که میان شناسای اندیشنده و داننده و جهان خارجی شکافی پرنشدنی قائل بود، مخالفت کرد. کولی معتقد بود که شناخته‌های جهان اجتماعی، اجزای سازنده ذهن شناسا و خود، به‌شمار می‌آیند. او بر آن شده بود تا آن سد مفهومی را که اندیشه دکارتی میان فرد و جامعه‌اش برکشیده بود از میان بردارد و به‌جای آن، این تفسیر را به‌پیش کشد که: «یک فرد مجزا تجریدی است که به شناخت تجربه در نمی آید، همچنان که جامعه اگر به عنوان چیزی جدا از افراد در نظر گرفته شود، نیز همین وضعیت را دارد..."جامعه" و "افراد" بر دو پدیده جداگانه دلالت نمی‌کنند؛ بلکه جنبه‌های جمعی و فردی یک پدیده را نشان می‌دهند کولی چنین استدلال می‌کرد که "خود" یک شخص، از رهگذر تبادل او با دیگران رشد می‌یابد. به نظر او، "خود"، نخست فردی و سپس اجتماعی نمی‌شود؛ بلکه از رهگذر یک نوع ارتباط دیالکتیکی شکل می‌گیرد. آگاهی یک شخص از خودش، بازتاب افکار دیگران درباره خودش است؛ پس به‌هیچ‌روی نمی‌توان از خودهای جداگانه سخن به‌میان آورد. کولی برای روشن ساختن خصلت انعکاسی "خود"، آن را با آیینه مقایسه کرده است: «همچنان‌که سیما، اندام و لباس‌مان را در آیینه برانداز می‌کنیم، در ذهن دیگران نیز به‌گونه‌ای تخیّلی، برداشتی از ظاهر، رفتار، اهداف، کردار، شخصیت و دوستان‌مان داریم و به‌صورتهای گوناگون از این برداشت متأثر می‌شویم. مفهوم "خود آیینه‌سان" از سه عنصر اصلی ساخته می‌شود: "ظاهر ما به چشم دیگران چگونه می‌نماید؟"، "داوری او درباره ظاهر ما چیست؟" و سرانجام، "چه احساسی از خود برای ما پدید می‌آید، غرور یا سرشکستگی؟ در روان‌شناسی اجتماعی کولی دارای جایگاه است. وی اصطلاح "خود آیینه‌ای" را برای نشان دادن این معنی که ما خود را در آیینه رفتار دیگران با خودمان می‌بینیم، به‌کار می‌برد. مفهومی که ما از "خود" داریم، یعنی این‌که چه کسی هستیم و چگونه هستیم؟، این مفهوم، از کنش‌های متقابل ما با دیگران به‌وجود می‌آید، بازخوردهایی که ما از مردم درباره خودمان می‌گیریم، به‌ما می‌فهماند و می‌قبولاند که چه کسی و چگونه آدمی هستیم کولی معتقد است که مفهوم "خود" ابتدا در دروران کودکی شکل می‌گیرد و سپس در طول زندگی هر زمان که شخص وارد موقعیت اجتماعی جدیدی می‌گردد، دوباره ارزیابی می‌شود. او بر این باور است که مفهوم "خود آیینه‌ای" از سه عنصر اصلی ساخته می‌شود، که در بالا به آن اشاره شد. بنابراین از نظر کولی تصور افراد درباره یکدیگر، واقعیات اجتماعی را تشکیل می‌دهد و این واقعیّات، فرد را قادر می‌سازد تا تصوّر "خود" را رشد دهد  
گروه نخستین (primary group)؛ كولی در این‌باره می‌گوید: منظور من از گروه‌های نخستین، آن گروه‌هایی‌اند كه با همكاری و بستگی رو در رو مشخص می‌شوند. این گروه‌ها به‌دلایل گوناگون، گروه نخستین به‌شمار می‌آیند؛ اما بیشتر برای آن‌كه در تشكیل ماهیّت اجتماعی و آرمان‌های افراد نقشی بنیادی دارند، عنوان گروه نخستین را می‌یابند.
مهم‌ترین گروه‌هایی كه در آن‌ها همبستگی‌های نزدیك وی‍‍‍‍ژه گروه نخستین، می‌توانند كاملا پرورده شوند، خانواده، گروه‌های هم‌بازی و همسایگی است. در این گروه‌ها، انسان‌ها برای دستیابی به بیشترین نفع همگانی، تمایلات فردگرایانه‌شان را به حداقل می‌رسانند و با حلقه‌های هم‌دردی و محبّت با همنوعان‌شان پیوندی پایدار برقرار می‌سازند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 22:35  توسط پولادی  |